لیموناسیون
|
||
باز هم مجبور به کوچ شدم. الان وبلاگم روی این آدرس در دسترس است:
راستی چقدر اینجا یه کم تغییر کرده!
هیچی.فقط بگم کوچ کردم به** این لیموناسیون. ** فقط بگم که مهمترین علت،سقوط پرشینبلاگ بود.پرشینبلاگ سقوط کرده.همین.
آدرس جدید: http://lemonasion.wordpress.com
If God had a name, what would it be
And would you call it to his face
If you were faced with him in all his glory
What would you ask if you had just one question
And yeah yeah God is great yeah yeah God is good
yeah yeah yeah yeah yeah
What if God was one of us
Just a slob like one of us
Just a stranger on the bus
Trying to make his way home
He's trying to make his way home
Back up to heaven all alone
Nobody calling on the phone
Except for the pope maybe in rome
And yeah yeah god is great yeah yeah god is good
yeah yeah yeah yeah yeah
این ترانه توی بلاد کفر خونده شده. توسط Joan Osbourne . به نام:If God Was One of Us
شعر ٬ آهنگ و لحن خواننده به شکل هماهنگ در نهایت صمیمیت هستند. شنیدنش قطعا لذت بخش خواهد بود. چون نتونستم لینکی برای دانلود پیدا کنم که اینجا بذارم ٬ یه لینک Youtube میذارم که ویدئوی همین ترانه هست. ایناهاش.
متن این ترانه شما رو به این فکر می اندازه که اگه خدا یکی مثل خود ما بود ، و شاید حتی کسی نمی تونست بهش تلفن بزنه مثلا چون شمارشو نداشت٬جز پاپ که توی رم نشسته(شاعر منظوری نداشته فقط چون مسیحی بوده گفته پاپ، شاید اگه ما بودیم چیز دیگه ای میگفتیم!)، اون وقت چی میشد؟
توی این ترانه خدا به شکل منحصر به فردی توصیف شده.بعضی از خصوصیات خدا به شیوهای خاص (که چندان بیشباهت به برهان خلف در ریاضیات نیست!)یادآوری و اثبات شده.
البته بحث اعتقادی نیست. و نوشتن این مطلب ارتباطی با اعقادات من نداره.فقط چون از این ترانه خیلی خوشم اومده دلم میخواست معرفیش کنم.سعی میکنم سر فرصت مناسبی این ترانه رو برای دانلود بذارم. چون واقعا ارزش شنیدن رو داره.
هیچ وقت هیچ روزنامهای رو اینقدر دوست نداشتم. عمر روزنامههایی مثل نشاط اونقدر دوام نداشت که من هم به خوانندگانشون بپیوندم. زمان من نوبت هممیهن و شرق و اعتماد ملی بود. اما باز هم هیچ روزنامهای رو به اندازهی هم میهن دوست نداشتم. فقط هممیهن بود که دوست داشتم تک تک شمارههاشو داشته باشم. شاید اگه میدونستم فقط ۴۲ شماره هممیهن قراره چاپ بشه از این هم بیشتر قدرشو میدونستم.هرچند که به نظر خودم این اواخر کمی افت کرده بود اما باز هم یکتا بود.
صداهایی به گوش میرسد که به ما میفهمانند که اعتماد ملی هم رو به موت است.اقبال هم که آنقدر بداقبال بود که حتی فرصت پیدا نکرد تا آخر انتخابات حضور داشته باشه!
فکر میکنم دلمون برای اون عکسهای بزرگ صفحهی اول هممیهن٬ که ما رو میکشید به طرف دکهی روزنامه فروشی تنگ بشه.ولی نه فقط این٬ دلمون برای تیترهای شجاعانهی هم میهن هم تنگ میشه.برای روزنامهی دوم هممیهن هم.باشگاه روشنفکران٬ پروندهی روز و ...
ولی چه اهمیتی داره؟ ما هم مثل آقای مرتضوی خوب میدونیم که به زودی فراموش میکنیم و حتی اگه مجبور بشیم از روی دکهها کیهان برمیداریم! اصلا شاید تقصیر خودمون بود. شاید اگه کمتر هممیهن میخریدیم شمارههای بیشتری چاپ میشد! باید نصیحت گذشتگان رو گوش میکردیم. کم میخریدیم تا همیشه بخریم.
کیهان بخرید.هر روز کیهان بخرید.به همه بگویید که کیهان میخوانید. در وبلاگتان به کیهان پیوند بدهید. حتی گاهی٬ چند روزی یک بار یکی از کیهان ها را بردارید و سرچهارراه ورق بزنید تا همه ببینند! ولی شرق کم بخرید.چند روز یک بار. بعد به اتاقتان بروید و طوری که حتی پدرتان هم متوجه نشود شرق بخوانید!
نمیگم همیشه اینطوریه٬ولی در بیشتر موارد خود ما انتخاب میکنیم که چه چیزهایی روی ما تاثیر بگذران.و حتی تصمیم میگیریم که تحت تاثیر اون عامل چطور تغییر کنیم.اینطوری نیست که زندگی هرکدوم از ما با یک سری عوامل منحصر بفرد تغییر کرده باشه.البته نمیشه برخی از اون عوامل منحصر به فرد رو هم نادیده گرفت ولی عمده عواملی که زندگی ما رو شکل میدن٬ یک سری شرایط و رویدادهایی هستند که برای همهی جامعه وجود دارن.ولی هرکس به طور منحصر بفردی از بین اونها انتخاب میکنه و مطابق سلیقه و شرایط روحی خودش از اونها تاثیر میگیره.برای مثال : خیلی از افراد هستند که از نمایشگاههای کتاب بازدید میکنن.خیلیهاشون نوجوانها یا کودکانی هستند که برای بار اول به نمایشگاه میان.اما همشون برای همیشه تبدیل به یک انسان کتابخوان و عشق کتاب نمیشن! یا خیلیها هستند که کودکان سرطانی رو میبینن اما چند نفرشون تحت تاثیر این عامل زندگیشون عوض میشه و از اون به بعد فقط به کمک به اونها فکر میکنن؟
اینکه بعد از دعوت شدنم به این ماجرا این همه حرف زدم و آخرش هم بدون نتیجه گیری تمومش کردم فقط برای این بود که در این مورد حرف جدیدی زده بشه. حرف منم فقط اینه که این دنیای اطراف نیست که بیشتر از همه زندگی ما رو شکل میده. بیشتر از هرچیز این درون خود ماست که آینده رو برای ما تغییر میده.گرچه به هیچ وجه نمیشه گفت که محیط عامل مهمی نیست! خیلی دوست دارم که نظر شما رو هم در این مورد بدونم.
اما یکی از چیزهایی که بیش از بقیه روی زندگی من اثر گذاشت٬ به غیر از اینترنت و وبلاگ(چون بارها گفته شده و همه میدونن که چقدر مؤثر هستند) ٬ دوربین عکاسی بود.از کودکی همیشه به دوربین و عکس گرفتن از مناظر و اطراف خودم علاقهی زیادی داشتم اما زیاد فرصتش پیش نیومد جز چند دفعه که پدرم دوربین رو به من میداد تا از چیزهایی مثل مسجد جامع یزد و باغ وکیل شیراز عکس بگیرم.اما خرید یک دوربین دیجیتال که تا حدودی کارهای حرفهای هم میشد باهاش انجام داد اثر زیادی توی زندگی من گذاشت.
انتخابات ۸۴ هم برای من و نگاه سیاسی و اجتماعی من مهم بود. تا قبل از اون شناخت خیلی کمتری نسبت به جامعه٬اقشار مردم و سیاست داشتم.
خوندن کتابهایی مثل کوری از ژوزه ساراماگو ٬ صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز و بوف کور صادق هدایت در نخستین سالهای نوجوانی٬ نقش عمدهای در زندگی من داشت.
البته که اینا همش نبود!
دعوت کننده: وبلاگ جوان
دعوت میکنم: فردای روشن - رود پیر - ایدههای کوچک من. همین سه نفر رو توی درد سر انداختم بسه! البته امیدوارم کسی به خاطر اینکه دعوتش نکردم دلخور نشه.
بیستم تولدم بود هرچند که برای شما اهمیت زیادی نداره. به هر حال بد نبود.
از این حرفها گذشته ٬ بهتون توصیه میکنم این ویدئوی زیبا رو حتما ببینید. اجرای زندهی Nocturne از secret garden . خلاصه به نظر من اینو از دست ندید:
آنها که خاک را به هنر کیمیا میکردند٬ حتی تصور هم نمیکردند که روزی در همین آب و خاک٬ مردمانی خواهند زیست که از کیمیای قدرت برای تبدیل همه چیز به خشونت استفاده کنند. نیازی به توضیح نیست. احتمالا خیلی از شما این جیغها ٬ این امنیتها و این عکسها .. را شنیده و دیده اید.
ما از خشونت بیزاریم. از کتک خوردن انسانها منزجر میشویم. خسته شدیم از بس بزهکاری اشرار به خشونت پلیس تبدیل شد. خسته شدیم از فشار دندان روی جگرمان٬ خشونت خشونت است و پلیدی پلیدی...تمامش کنید!
هنوز دارم مسائل مربوط به خیر خوش رو تو ذهنم جابجا میکنم.یاد یه چیزی افتادم! چطور ممکنه که در حالی که فقط ۲۰ روز از نامگذاری امسال به نام وحدت ملی ٬ توسط رهبر میگذره ٬ درست در روزی که همهی رسانهها تأکید داشتند که امروز یکی مهمترین روزهای تاریخ ایران هست٬ و در مراسم روز ملی پر سر و صدای فناوری هستهای٬ هیچ نشانهای از وحدت بین مسؤولین دیده نشه؟ چطور ممکنه در جشن روز ملی فناوری هستهای٬ در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی هیچ کدام از شخصیتهای اصلاح طلب دعوت نشده باشند؟ یعنی حتی آقای خاتمی به عنوان کسی که ۸ سال برنامهی هستهای ایران رو ادامه داد و ازش دفاع کرد نباید به این جشن دعوت میشد؟ این چه جشن ملی میتونه باشه ٬وقتی که فقط به یک گروه خاص سیاسی تعلق داره؟ واقعاً انتظار بیشتری میرفت از دولتی که خودش رو مقید به اجرای فرامین رهبری میدونه و از عدالت و مهرورزی و برادری صحبت میکنه!
فقط ۲۰ روز گذشته بود٬ از روزی که این سال از طرف مقام رهبری به نام وحدت ملی و انسجام اسلامی نام گرفت!
باز هم ۲۰ فروردین رو تبریک میگم ؛ روزی رو که داریم ٬ آنچه را که دیروز نداشتیم!
اولین چیزی که حین تماشای مراسم به ذهنم رسید این بود که خدا نیاورد روزی را که من لازم باشه به نسلهای بعد در مورد اینکه چرا اینقدر این مراسم ضعیف برگزار شد توضیح بدم! البته اگر لازم شد خواهم گفت که اصولاً ایرانیان توانایی برگزاری مراسم باشکوه را ندارند! چطور میشه انتظار داشت مراسم جشن ملی فناوری هستهای پرشکوه برگزار بشه ٬ در حالی که مردم ایران سالیان سال از دیدن مراسم افتتاحیه و اختتامیه و کلاً مراسم باشکوه دنیا محروم بودهاند؟
بگذریم....از این حرفها که بگذریم٬ میرسیم به گریهی احمدینژاد در حین اجرای یک موسیقی پاتریوتیک! از اون هم بگذریم......از اشتباهات لفظی مجری و آقای آقازاده هم بگذریم..........امروز چه شد؟....موج این خبر با ما چه خواهد کرد؟ تحت تأثیر این خبر به انتظار بمب هستهای خواهیم نشست؟ چه تغییری در سیاست دنیا به وجود میاد؟ نگرانیهای جهان و به خصوص صهیونیزم از سرعت پیشرفت فعالیتهای ایران بیشتر خواهد شد؟ مبادا اشک شوق احمدینژاد٬ اشک جنگ بر دیدهی ایرانیان بنشاند؟ چطور میشه از استفادههای ابزاری از این خبر جلوگیری کرد؟
خجسته باد روزی که داریم ٬ آنچه را که دیروز نداشتیم! .......آمد خبری که در راه بود.....حال با موجهای سرکشش چه کنیم؟
زیاد نیازی به توضیح نیست. فقط همینو بگم که پایان سال ۸۵ برای من اصلاً روزهای شادی نبود.امیدوارم که سال جدید از روز نخستین٬ تا روز پایانی برای همهی شما و ما سرشار از شادی٬نشاط٬سرزندگی٬تندرستی٬امید٬سرافرازی و شادکامی باشه.
در نهایت ٬ سال نو بر همهی شما ٬ مام میهن ٬ و تمامی ایرانیان سراسر جهان فرخنده باد .راستش هربار که به این آرزوهای سال نو فکر کینم٬یادم به این میاد که آیا سال آینده برای کشور ما سال خجستهای خواهد بود؟ یا اینکه.........خدا به خیر کنه!

حتما تا حالا سر و صدای فیلم ۳۰۰ به گوش شما هم رسیده. فیلمی که بر اساس یک کمیک استریپ از Frank miller نوشته شده٬ و نشون میده که چطور ارتش میلیونی ایرانیهای وحشی(از دید فیلم) به جنگ با ارتش کوچک ۳۰۰ نفری اسپارتیها میپردازه. من این فیلم رو ندیدم. بنابراین فقط پیشنهد میکنم این مطلب لگوماهی و این مطلب یک پزشک رو بخونید.
اما مطلبی که من میخوام بگم اینه که باز هم مثل موارد قبل ٬ این مردم هستند که باید دست و آستین بالا بزنن و خودشون یک کاری بکنن. و باز هم مثل همیشه دولت...
این هم از بمب من: 300 movie
مطالب مفید در همین زمینه:
در مطالب بالا در مورد بمباران هم توضيح داده شده!
باز هم نشست گروه ۵+۱ در مورد جزییات قطعنامهی جدید شورای امنیت٬علیه ایران٬ با مخالفتهای روسیه و چین بی نتیجه پایان یافت. باز هم مثل دفعهی قبل امید به همین بالا و پایین های روسیه و چین داریم.هرچند که میدونیم که در نهایت اون هم کمکی نخواهد کرد.
به طور کل مدت کمی نیست که برای آیندهی کشورمون چشم به تحولات و اقدامات دیگر کشورها دوخته ایم.هربار که انتخابات ریاست جمهوری در امریکا برگزار میشه٬ ملت ایران هم در کنار ملت امریکا یک گزینه در نظر میگیره٬ به امید اینکه شاید در سیاست های خارجی ایالات متحده در قبال ایران ٬ تغییر مثبتی ایجاد بشه.
صرف نظر از اینکه این دیدگاه در مورد انتخابات در امریکا درست هست یا نه٬ دوست دارم بدونم اینبار ملت ایران از بین Hillary Clinton و Barack Obama کدوم یکی رو معتدلتر و مهربانتر تشخیص میده.
نمیدونم ٬ شاید من برای این انتخابات بزرگتر شدم٬ شاید هم حقیقتاً در انتخابات ۲۰۰۸ با وضعیت پیچیدهتری روبرو هستیم.از طرفی کلینتون٬ همسر رییس جمهور سابق امریکاست که همه از اون٬ تصویر رییس جمهوری رو در نظر دارن که از جنگ دوری کرد٬ و در همهی سالهای قدرتش به گفتگو پرداخت. و اصلا به خاطر همین شخص بود که مردم ایران ٬ حزب دموکرات رو مهربانتر و حزب جمهوریخواه رو جنگ طلبتر دونستند.اما آیا هیلاری کلینتون٬ با همون میانه روی ویلیام کلینتون با شرایط فعلی برخورد خواهد کرد؟
از طرف دیگر ٬ باراک اوباما یک سیاهپوست است. با توجه به اینکه رسانه های داخلی همواره از ظلمهایی که در حق سیاهپوستان در امریکا میشه ٬ برای محکوم کردن دولتهای امریکا استفاده کرده٬ سیاهپوستان در نظر مردم ایران از چهرهای دوستانهتر و صلحطلبتر برخوردار هستند.اما باراک اوباما روابط نزدیکی با لابی صهیونیستی(AIPAC) دارد که همواره مردم ایران اون رو نقطهی مقابل خود میدیدند.و جال اینجاست که او هم از حزب دموکرات امریکاست.
با تفاسیر بالا ٬ من که ترجیح میدم که رییس جمهور آیندهی امریکا ٬ هیلاری کلینتون باشه ٬ هرچند که هیچ تفاوت چشمگیری در آیندهی کشور ما ایجاد نشه!

حوادث و اخبار اخیر همگی چهرهی بسیار جالبی از ایران به نمایش میذارن که ما پیش از این کمتر توجهی بهش کرده بودیم.
نخست این که باز هم نمیدونیم چرا کارشناسان نظر دادن که جلو کشیدن ساعتها در اول فروردین سود که ندارد هیچ٬ ضرر هم دارد! یا قوانین علمی جهان در این نقطه از کرهی خاکی موجودیت خودشون رو از دست میدن٬ یا کارشناسان ما خیلی زبردست تر از همکاران خود هستند ٬ یا اینکه باز کارشناسان ما خیلی حرفهای هستند! هیچ کس نمیدونه چرا وقتی جلو کشیدن ساعت هرساله در بیش از ۷۷ کشور جهان به کاهش مصرف برق میانجامد٬ در ایران ٬ جلو نکشیدن ساعت مصرف را کاهش میدهد! البته من میدونم . به شما هم میگم. دلیلش اینه که ما برقمون توی تابستون قطع میشه ٬ و در هر لحظه مصرف برق برخی محلهها صفر هست. ما برق نداریم که مصرف کنیم!
دوم : فرار مهمترین فاسد اقتصادی مملکت! چه شعارهایی که با دستگیری شهرام جزایری داده نشد. چه امیدهایی که به کشور بدون دزد در سر پروراندیم و .......پرید!
سوم: سؤالات موهن آزمون آموزش و پرورش...مهمترین مطلبی که میتونیم از این جریان بفهمیم٬ اینه که اهمیتی که مسؤولان کشور برای تربیت معلمین جامعه قائل هستند ٬ چقدر بوده .
چهارم : تابلویی به بزرگی مرز ایران ٬ بر پیشانی ملت : تروریستهای محترم ٬ مرزها به روی شما باز است. لطفا جهت راحتی خود و سایر همکاران تروریست ٬ از دربهای واقع در جنوب شرق ایران وارد شوید.
و پنجم..............فکر کنم علت کل نابسامانی های مملکت رو کشف کردیم! آشفتگیهای ایران ناشی از کنده شدن قسمت مهمی از قطار مملکت است٬ که برخی در اصطلاح به آن ترمز میگویند!
سلام. با اينكه قالب قبلی رو دوست داشتم ، اما مجبور شدم عوضش كنم. دليلشم زمانی خواهم گفت..فقط در مورد اين قالب بگم كه اون عكس بالا سمت راست، عكس شكوفهی ليمو هست. احتمالاً خيلی از شما تا به حال شكوفهی ليمو رو نديده بوديد. بنابراين فكر كردم شايد جالب باشه. سعي ميكنم به زودي يك آلبوم عكس يا به صورت فوتوبلاگ يا با استفاده از سايتهايي مثل مرحوم فليكر راهاندازي كنم.اگر از دوستان كسي پيشنهادی داره يا كمكی ميتونه بكنه، خواهش ميكنم دريغ نكنه. ممنون ميشم.
امروز شنیدم یکی از طرفداران آقای سادهزیست ٬ در توجیه برخی نارساییهای دولت نهم میگفت به نظر من رئیس جمهور قدرت نخست نیست . یا به عبارتی میخواست بگه : نگذاشتند ! این جمله چه چیزهایی که به سر ما نمیاره. هروقت از کسی ناامید میشیم میگیم نگذاشتند. اینطوری هم خودمون خیلی دلمون خنک میشه٬ُ هم دهن سایرین رو خوب میشه بست.
امروز خیلی سایتهای خبری رو زیر و رو کردم ولی نتونستم سر در بیارم که قضیهی تخریب مسجد الاقصی چیه. از طرف خبرگزاریهای ایران زیاد بهش اشاره میشه ولی وبلاگها و سایتهای سایر نقاط دنیا چیز زیادی نمیگن. باید فقط منتظر ماند و دید.

حتما خبر دارین که به تازگی بالاترین چیز شده! همون که خودتون میدونید. قبل از اونم وبلاگ جوان چیز شده بود. رفتم ببینم واکنشها چه جوریه ٬دیدم جمهور هم چیز شده! این شد که تصمیم گرفتم آماده بشم تا همه چیز ٬ چیز بشه! از اونا بشه. چیه اسمش؟ فیلش بترکه! دیدید توی تلویزیون نشون میده مسابقهی فوتبال فیلها؟ ایران مسابقهی ترکیدن فیلها برگزار کرده اما مردم دیر متوجه شدن. در حال حاظر طبق اون چیزی که ما خبر داریم٬ آخرین فیلهای ترکیده عبارتند از: جمهور و بالاترین. البته اینا رو من سر میزدم فهمیدم حتما فیل ترکیده های دیگری هم هستند.
خلاصه اینکه.............................
امروز چند اکستنشن مفید برای فایرفاکس پیدا کردم که فکر کردم خوبه اینجا معرفی کنم.
نخستین اکستنشن یک فیدخوان هست که شما رو از نرمافزارهای فیدخوان و سایت های فیدخوان بینیاز میکنه و شما میتونید فیدهای rss رو مستقیم بخونید : NewsFox
FoxLingo امکان ترجمهی صفحات وب رو میده و جالب اینجاست که زبان فارسی رو هم ساپورت میکنه.
با استفاده از اکستنشن abc tajpu میتونید به هر زبانی در هر محیطی تایپ کنید . این خیلی به درد میخوره.
و اما این یکی که دیگه حرف نداره. از اکستنشن UnPlug میشه برای ذخیره کردن فیلم از سایتهایی مثل YouTube استفاده كرد.
اكستنشن FootieFox هم به درد علاقهمندان فوتبال میخوره که هرروز نتایج بازیهای لیگهای ار.پایی رو نمایش میده.
نمیدونیم از دوست بنالیم یا دشمن! یه روز برای جنگ اعتراض امضا میکنیم یه روز برای تخریب اثار فرهنگی. اصلا ما مگه زندگی نداریم؟
یه چیزی بگم؟هرجای دیگهی دنیا بودیم٬ تاحالا آقای مشایی استعفا داده بود. اما تو ایران آقای مشایی در کمال قدرت گفتن هیچکس حق نداره از من بخواد استعفا بدم! مهمترین کارهایی که آقای مشایی انجام داده یکیش این بوده که توی یک مجلس رقص اونم تا آخرش حضور پیدا کرده .یکی دیگه اش هم اصرار بر آبگیری سد سیوند بوده ! تنها کاری هم که نکرده محافظت از میراث فرهنگی بوده. سرباز هخامنشی در تخت جمشید به دلیل ساخت فیلمی علیه هولوکاست آسیب دید٬ بیستون توسط شرکت مخابرات آسیب دید ٬بیحرمتی نسبت به مقبرهی فردوسی در توس ! چه پروندهی پرباری!
آقای مشایی٬ از اونجایی که مردم ایران به پیشینه و میراث بزرگ گذشتگان خود بسیار علاقهمند و نسبت به تخریب و بیتوجهی به اون بسیار حساس هستند ٬ من٬ به عنوان کوچکترین عضو این جامعهی بزرگ٬ و علیرقم اینکه جناب عالی به من این اجازه را عطا نفرمودهاید! از شما میخواهم که هرچه زودتر و حتیالمقدور قبل از آبگیری سد سیوند ٬ استعفا دهید ! باشد که مردم فراموش کنند که بی توجهی شما چه بر سر میراث آنها آورد!